تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 1778

مساهمون:

ص١٧٧٨
هرات نشوونما يافت و از آنجا بسيستان به خدمت ملك نصرت خان حاكم الكاى زابلستان رفت و منصب استيفاى او يافت و بعد از چندگاه بقندهار عزيمت نمود و در خدمت ذو الفقار على خان و پس از وى برادرش منصور خان بسر مىبرد و در همان شهر بسال 1073 كه مصادف با سى و هشت سالگى او بود بتأليف كتاب قصص الخاقانى آغازيد و بسال 1076 ه آن را بپايان برد ولى چون در تراجم و وفيات تا سال 1085 ه هم در آن ذكر شده پس تا اين تاريخ سرگرم تأليف و تكميل كردن مطالب خود بود . قصص الخاقانى تاريخ كامل پادشاهى شاه عباس ثانى است با مقدمه و سه باب و خاتمه . مقدمه در بيان نسب شاه عباس ، باب اول در بيان مجملى از احوال نياكان او تا ظهور شاه اسمعيل يكم ، باب دوم شرح پادشاهى شاهنشاهان صفوى تا شاه عباس دوم ، باب سوم در شرح مفصل تاريخ شاه عباس دوم از ولادت تا مرگ . خاتمه « در بيان احوال برخى از علما و جمعى از حكما و بعضى از شعراى » دوران آن پادشاه است كه مؤلف آن را به دو « تذكره » تقسيم كرده است : تذكرهء اول دربارهء عالمان و حكيمان و فاضلان و عارفان ، تذكرهء دوم در بيان حال شاعران دورهء شاه عباس ثانى كه يكصد و دو شاعر در آن معرفى شده‌اند ( از ميرزا صائب تبريزى تا حسين وحدت كوه بنانى » . نصرآبادى بناى آب انبارى را در سيستان به دو نسبت داده و نيز گفته است كه مصاف ذو الفقار خان را با لشكر هند در واقعهء محاصرهء قندهار بنظم آورد ( ببحر متقارب مثمن مقصور يا محذوف ) و سه بيت زيرين را از آن نقل كرد :
بروز مصاف و بهنگام كار * چو بست از پى كين كمر ذو الفقار
هامش
- * فهرست بلوشه ، ج 1 ، ص 300 - 301 . * فهرست ريو ، ج 1 ، ص 190 - 191 . * تاريخ تذكره‌هاى فارسى ، ج 2 ، ص 688 - 699 .
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 1778 | ذبيح الله صفا