آن نهم . . . » بعد گويد كه پس از سفرهاى دور و دراز سامان اقامتى فراهم آمد و فرصتى دست داد تا آن يادداشتها و منقولات را نظم و ترتيبى دهد و اسم آن را « شاهد صادق » نهاد « زيرا گواه حال منست و نامهء اعمال من » .
همچنانكه گفتم اين كتاب پنج باب و خاتمه دارد : باب اول در ذكر خدا و رسول و نبوت و ولايت و ايمان و اسلام و حسنات و سيآت و آنچه بدين مناسب بود . - باب دويم در رياست و سلطنت و حكومت و آداب و متعلقات آن . - باب سيوم در عقل و علم و عيب و هنر و آنچه مناسب بدانست . - باب چهارم در عشق و محبت و عداوت و فقير و غنى و عيش و غم و لهو و لعب و سعى و سفر و آنچه بدين لايق بود . - باب پنجم در عالم و زمان و بقا و فنا و موت و حيات و ذكر افلاك و عناصر و مواليد و آنچه متعلق است بدان . - خاتمه در ضبط اسماء .
هريك از اين بابها چندين فصل دارد مثلا باب اول در صد و هفت فصل است كه در حقيقت كتاب مفصلى است در اخلاق . باب دوم در هفتاد و هفت فصل تنظيم شده كه بيشتر آن حكمت عملى ( قسمت سياست مدن ) است و باب سيوم در هشتاد فصل و باب چهارم در هفتاد و پنج فصل و باب پنجم در نود و شش فصل و خاتمه در صد و هفت فصل .
شاهد صادق در بعض موارد بدانشنامهيى شباهت پيدا مىكند و حاوى اطلاعات خوبى مىشود حتى در موضوعات علوم و شرح و توضيح كافى دربارهء هريك از آنها . در فصل علم اخبار و سير كه فصل هفتاد و نهم از باب سيوم است پس از معرفى اين علم حوادث سنين هجرى را از سال اول هجرت تا سال 1042 ه آورده و در اين سال اخير بحملهء شاهجهان بدكن و فتح بسى از نواحى آن سرزمين و گشودن قلعهء دولتآباد بدست مهابت خان اشاره كرده است . تاريخهاى مرگ گروه بزرگى از عالمان و اديبان و شاعران مشهور در اين فصل بمحققان تاريخ و ادب ياورى بسيار كرده و مىكند . - در فصل هشتادم از باب سوم كه بعلم امثال اختصاص دارد بعد از تعريف آن علم
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 1754
مساهمون: ذبيح الله صفا
ص١٧٥٤