و نويسندگان سدهء يازدهم هجريست . اين خانواده از اهل چولك از توابع نهاوند بودند و به كارهاى ديوانى اشتغال داشتند . پدرش وزير همدان و برادرش آقا خضر ( خضرا ) ( م 1016 ه ) حاكم كاشان بودند و ترجمهء حالشان بتفصيل در خلاصة الاشعار مير تقى كاشى آمده است و نصرآبادى دربارهء مير عبد الباقى مىنويسد : « آقا باقى از نجباى نهاوندست ، برادر آقا خضر « 1 » وزير كاشان ، جوان قابل كاملى بوده و در نظم و نثر قدرت داشته ، رباعيات محوى را جمع نموده و بدان ديباچه نوشته به نظر فقير رسيده حقا كه كمال قدرت از كلامش ظاهر است ، ازين ولايت دلگير شده بهندوستان رفت و ملازمت خان خانان اختيار نموده در آنجا فوت شد . . . » . مير تقى كاشانى و اوحدى بليانى توضيحات مفصلترى دربارهء مير عبد الباقى داده و گفتهاند كه او مدتى وزارت همدان را بر عهده داشت ولى پس از چندى بميل خود از آن خدمت كناره گرفت و بنزد برادرش آقا خضر كه در كاشان وزارت داشت ، رفت و همانجا بىآنكه متعهد كارى شده باشد ، ماند و روزگار را باشتغالهاى ادبى و همنشينى با شاعران و اديبان گذراند . وى بنا بروايت تقى الدين كاشى از مريدان و شاگردان مير مغيث الدين محوى همدانى « 2 » بود و علاوه بر هنرنمايى در انواع مختلف شعر رباعى را بروش مراد خود مىسرود و در « شيوهء نثر و انشاء نيز قدرتى تمام » داشت و مقدمهيى بر مجموعهء گفتارها و رباعيهاى محوى نوشت « كه خرد خردهدان و عقل دانشمنشان و نكتهسنجان در آن حيرانست » و چنان كه ديدهايد نصرآبادى آن ديباچه را ديده و ستوده است .
گذشته ازين انشاء رسا و پختهء مير عبد الباقى در كتاب مآثر رحيمى هم ستودنيست و آنچه از نگاشتهء او در ديباچهء ديوان عرفى ديدهايم « 3 » نشانهييست از كيفيت تحقيق او دربارهء شعر فارسى و تحليل سخن شاعران عصر خويش .
هامش
( 1 ) - در اصل : جعفر .
( 2 ) - دربارهء او بنگريد به همين جلد ، ص 892 - 896 .
( 3 ) - همين جلد ، ص 524 ببعد .