آنجاست :
درين دم كه نقدست عمر اى پسر * به اين نقد خود جنس فردا بخر
در امروز تخمى ز خوبى به كار * كه فردا تأسف نيايد به كار
بفصل خزان مور سامان خويش * كند از براى زمستان خويش
ز مورى نيى كم تو هم كار خويش * بكن تا كه هستى ببازار خويش
اما اهميت او بيشتر در تأليفات اوست كه پيش ازين ياد كردهام و از آن ميان از دستور الفصحا نسخهيى در دست نيست .
اما ميخانه تذكرهء ذيقيمتى است در ذكر شاعران متقدم و متأخرى كه ساقىنامه ساختهاند و چند شاعر مشهور كه ساقىنامه نداشتند و چند شاعر ديگر از همعصران فخر الزمانى كه نام بيشترشان در جاى ديگر نيست و او خود آنها را ديده و با ايشان صحبت داشته است . مجموع شاعرانى كه فخر الزمانى شرح حالشان را آورده در نسخهء چاپى ميخانه كه بهمت آقاى احمد گلچين معانى تنظيم و طبع شده به 90 تن مىرسد كه شرح حال و اشعارشان در ذيل سه « مرتبه » ذكر شده است : 1 ) مرتبهء اول در ذكر سخنورانى كه داعى حق را لبيك اجابت گفته و سر در نقاب تيرهء تراب كشيدهاند ؛ 2 ) در ذكر سخنورانى كه درين ايام خجسته فرجام در حياتند و اشتهار سرشارى دارند ؛ 3 ) در ذكر سخنورانى كه تا هنگام ملاقات اين ضعيف ساقىنامه نگفتهاند و كمترين با ايشان صحبت داشته .
عبد النبى دربارهء بعضى از سخنوران بتفصيل سخن گفته و اطلاعات دست اول دربارهء آنان آورده و از آنان اشعارى كه گاه در جاى ديگر ديده نمىشود نقل نموده است .
كتاب مشهور ديگر فخر الزمانى نوادر الحكايات يا بحر النوادر است كه مجموعهييست از داستانهاى تاريخى پيامبران و امامان و شاهان و شاهزادگان .
در مقدمهء نسخهء 1874 .
Or
كتابخانهء موزهء بريتانيا « 1 » به پنج « صحيفه » ، و در
هامش
( 1 ) - اين نسخه در فهرست ريو ، ص 1004 ، توصيف شده است .