شوشترى دنبال نمود و پس از دوازده سال در سال 992 ه بهند رفت و بوسيلهء حكيم ابو الفتح گيلانى به خدمت جلال الدين اكبر پادشاه راه يافت و آن پادشاه مقدم او را گرامى داشت و رياست قاضيان عسكر را به دو داد ، و در سال 996 كه در ملازمت اكبر بلاهور رسيد ، به سمت قاضى آن شهر معلوم گرديد و درين سمت بتصريح معاصرش عبد القادر بداؤنى كمال درستى و سختگيرى را بر مفتيان و محتسبان نادرست لاهور بخرج داد تا در سال 1019 بر اثر اعمال نفوذ علماى اهل سنت از سمت قضاى لاهور معزول گرديد و در اكبرآباد ( آگره ) با اجازهء جهانگير بتهمت رفض ، و يا بقولى بسبب نگارش كتاب احقاق الحق در اثبات حقانيت شيعه و در رد بر كتاب ابطال الباطل روزبهان خنجى اصفهانى « 1 » چند درّهء « 2 » خاردار بر او زدند تا درگذشت ، و بقولى ديگر بعد از نوشتن احقاق الحق متعصبان اهل سنت بر او خشمگين شدند و در ميان راه بر سر او ريختند و او را كشتند و به همين سبب به « شهيد » ( و بقولى شهيد ثالث ) معروف شده « 3 » ، و او را در همان شهر به خاك سپردند و گورش زيارتگاهست .
وى تأليفات متعدد به عربى دارد كه همگى دربارهء مسائل مذهبى شيعه از قبيل تفسير و فقه و احاديث و اخبار و اصول و كلامست و در كتابهاى مختلف بويژه طرائق الحقايق و رياض العلما و روضات الجنات فهرست آنها نقل شده است و از مشهورترين آنهاست احقاق الحق ، مصائب النواصب ، كشف العوار ، عشرة الكامله ، صوارم المهرقه در رد بر كتاب صواعق المحرقهء ابن حجر هيثمى مكى .
هامش
( 1 ) - دربارهء او بنگريد به همين كتاب ، ج 4 ، ص 538 - 540 ؛ و روزبهان ابطال الباطل را در رد بر كتاب نهج الحق علامهء حلى نوشت .
( 2 ) - درّه بضم اول و تشديد راء ، تراشههاى پوست كه به روى هم مىدوختند يا مىبافتند و محكومان را بدان سياست مىكردند .
( 3 ) - حاج محمد معصوم ( معصومعلى ) شرح مفصلى درينباره نوشته است ، طرائق الحقايق ، ج 1 ، ص 136 ، به آنجا بنگريد .