بزرگ دولتى در عهد جلال الدين محمد اكبر پادشاه و از مورخان و مؤلفان ايرانى در هند است كه چنان كه خود در كتاب طبقات اكبر شاهى نوشته از اعقاب خواجه عبد الله انصارى عارف مشهور بود . شرح حال او و پدرش در مآثر الامراى مير عبد الرزاق خوافى ( صمصام الدوله شاهنواز خان ) آمده است .
خواجه محمد مقيم هروى از دوران ظهير الدين بابر در زمرهء ملازمان او بود و در آخر عهد آن پادشاه به خدمت ديوانى بيوتات اختصاص يافت و بعد از مرگ بابر ( 937 ه ) باردوى ميرزا عسكرى خان يكى از پسران او پيوست و بهنگامى كه همايون پادشاه گجرات را فتح كرد و حكومت احمدآباد را بميرزا عسكرى ارزانى داشت ، خواجه مقيم وزير ميرزا و طبعا از ملازمان همايون بود و در واقعهء جوسا يا جونسا ( 946 ه ) و شكست همايون و فرارش با چند سوار باگره خواجه مقيم يكى از آن سواران بود و بعد از همايون هم در دورهء جلال الدين اكبر خدمات ديوانى را ادامه داد .
بعد از مرگ محمد مقيم پسرش نظام الدين مورد عنايت قرار گرفت و در امور نظامى و ديوانى مقاماتى كسب كرد ، چنان كه در بيست و نهمين سال پادشاهى اكبر ( - 992 ه ) بخشى ( مستوفى ) گجرات شد و در سال سى و هفتم از پادشاهى اكبر ( - 1001 ه ) بخشى كل ممالك او گرديد و درين مقام بلند
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 1685
مساهمون: ذبيح الله صفا
ص١٦٨٥