بختم بوصال رهنمون بايستى * يا درد دلم ازين فزون بايستى
چشمم ز غمت اگرچه طوفان انگيخت * آلوده به اشكست ، به خون بايستى
اما اثر معروف مير محمد شريف كتاب اوست بنام مجامع الاخبار كه تاريخ مجمل عالم است از خلقت تا سال هزار هجرى و ازين حيث بىشباهت بتاريخ الفى نيست . اين كتاب در دو مقاله تدوين شده است كه شرح مختصرشان چنين است : مقالهء اول در بيان فوائد تاريخ ، آغاز آفرينش ، تاريخ انبيا از آدم تا مسيح ، تاريخ پادشاهان يهود ، حكماى قديم ( از لقمان تا بزرگمهر ) ، شاهان يمن و سوريه و عراق عجم ، پادشاهان قديم ايران از گيومرث تا يزدگرد سوم . - مقالهء دوم شرح حال محمد ( ص ) و خلفاى راشدين ، ائمهء اطهار ، خلفاى بنى اميه و بنى عباس و بنى فاطمه . - تاريخ ايران دورهء اسلامى ، طاهريان ، صفاريان ، ديلميان ، سامانيان ، غزنويان ، سلجوقيان ، غوريان ، اسمعيليان ، خوارزمشاهان ، فراختائيان ، اتابكان . - چنگيز خان و اخلافش ، ايلخانيان ، چوپانيان ، مظفريان ، جلايريان ، سربداران . - تيموريان ايران ، ملوك قراقويونلو و آققويونلو و اوزبكان . - صفويان تا چهارمين سال جلوس شاه عباس . - تاريخ دولت عثمانى . - تاريخ هند در سه قسمت كه از سبكتكين آغاز شده و تا سى و هفتمين سال جلوس اكبر پادشاه يعنى سال هزار هجرى ادامه يافته است . ارزش اين كتاب بيشتر در اشتمال آنست بر يكدورهء مجمل و فشرده از تاريخ عمومى جهان ، آنطور كه مسلمانان مىشناختهاند ، تا زمان مؤلف .
27 - نظام الدين هروى « 1 »
خواجه نظام الدين احمد پسر خواجه محمد مقيم هروى معروف بخواجه نظام الدين بخشى « 2 » از رجال
هامش
( 1 ) - دربارهء او بنگريد به :
* منتخب التواريخ ، ملا عبد القادر بداؤنى ، ج 2 ص 396 - 398 .
* مآثر الامراى مير عبد الرزاق خوافى ( صمصام الدوله شاهنواز خان ) ج 1 كلكته 1888 - ميلادى ، ص 47 و 660 - 664 ؛ ج 2 ، كلكته 1890 ، ص 780 ( دربارهء عابد خان يكى از پسران نظام الدين ) و ج 3 كلكته 1309 ه . ق ، ص 239 و 243 و 250 دربارهء خواجه مقيم هروى پدر نظام الدين بخشى .
* فهرست نسخههاى فارسى كتابخانهء موزهء بريتانيا ، ريو ، ص 220 - 221 .
* فهرست نسخههاى فارسى كتابخانهء ملى پاريس ، بلوشه ، ج 1 ، ص 323 - 324 .
* تاريخنويسى فارسى در هند و پاكستان از بابر تا اورنگ زيب ، دكتر آفتاب اصغر ، لاهور ، 1985 ميلادى ، ص 148 - 145 .
* تاريخ تذكرههاى فارسى ، ج 2 ، تهران 1350 ش ، ص 668 - 673 .
( 2 ) - بخشى : محرر و منشى ، حاكم ، ناظر و مستوفى ، رئيس خزانه باضافه معانى ديگرى كه دربارهء آن ذكر شده ، بنگر بفرنود سار ذيل همين واژه .