نسبت عاشق و معشوق بهم بسيارست * سينهء كبك منم چنگل شهباز تويى
از نواى تو بهر لب شرر زمزمهييست * گرم هنگامه كن شعلهء آواز تويى
سرو آرايش گلزار ز بالاى تو شد * مىكند فاخته فرياد نواساز تويى
همه را ديدهء بينش به تو مايل باشد * كه مرا با همه چون بخت خداساز تويى
*
هركه از عالم خراب گذشت * تشنهيى بود كز سراب گذشت
اى خوش آنكس كه از سر دنيا * خندهرو همچو آفتاب گذشت
106 - راقم مشهدى « 1 »
ميرزا سعد الدين محمد بن خواجه غياث الدين مشهدى از شاعران و رجال معروف نيمهء دوم سدهء يازدهم هجرى بود . پدرش خواجه غياثا از بازرگانان خراسان بود كه بهندوستان سفر مىكرد و ميرزا سعد الدين بعهد پادشاهى شاهجهان بهمراه پدر بدان ديار رفت و در ملازمت اسلام خان مشهدى شاهجهانى معزز و محترم بسر مىبرد ولى پس از چندى بايران بازگشت و
هامش
( 1 ) - دربارهء او بنگريد به :
* نتايج الافكار ، ص 268 - 269 .
* سرو آزاد ، ص 119 - 120 .
* شمع انجمن ، ص 167 .
* رياض الشعراء خطى .
* صحف ابراهيم ، خطى .
* فهرست كتابخانهء اود ، اشپرنگر ، ص 540 .
* ضميمهء فهرست نسخههاى خطى فارسى در كتابخانهء موزهء بريتانيا ، ص 209 .