و در زمرهء بزرگترين و مشهورترين آنانست . طايفهء وى اصلا از خراسان بوده و بهمراه ميرسيد على همدانى عارف مشهور بكشمير مهاجرت نمودند « 1 » و او ظاهرا بسال 1040 ه در شهر سرينگر كشمير ولادت يافت « 2 » . در آغاز جوانى نزد ملا محسن فانى ( م 1082 ه ) كه شرح حالش را خواهيد ديد ، بكسب دانش پرداخت و زود در شعر و ادب نام برآورد ، ولى هيچگاه از استعداد وافر خود در اين راه براى نزديكى بقدرتمندان عهد بهرهيى برنگرفت بلكه زندگى را در عزلت و رياضت و مجاهدت مىگذراند تا بسال 1079 ، سه سال پيش از مرگ استاد خود فانى ، درگذشت و در همين مدت كوتاه اشعار بسيار ازو بيادگار مانده بود كه خود هيچگاه فرصت جمعآورى آنها را نيافت و پس از مرگ او دوستش محمد على ماهر ( م 1089 ) آن را جمع آورد و مقدمهيى بر آن نگاشت . وى در بيان تاريخ وفات دوستش قطعههاى زيرين را سرود :
چو دادش فيض صحبت شيخ كامل محسن فانى * غنى سرحلقهء اصحاب او در نكتهدانى شد
تهى چون كرد بزم شيخ را گرديد تاريخش * كه آگاهى سوى دار بقا از دار فانى شد
*
از فوت غنى گشته كه و مه غمگين * هر كس شده در ماتم او خاكنشين
تاريخ وفاتش ار بپرسند بگو * پنهان شده گنج هنرى زير زمين
*
دوش به من گفت قائلى كه غنى مرد * قلت له اسكت انت ليس ذكيا
اهل دل اى بىخبر بمرگ نميرند * كيف يموت الذى يكون تقيا
نيست وفاتش جز انتقال مكانى * كان تقيا و طاهرا و نقيا
دل ز خردسال رحلتش چو طلب كرد * قال لنا ان نقول « حى غنيا » ( 1079 )
هامش
( 1 ) - از يادداشتهاى دكتر گ . ل . تيكو در رسالهء « شعراى فارسىزبان كشمير » .
( 2 ) - كلمهء « غنى » به حساب ابجدى ( 1060 ) است و بنابر ماده تاريخى غنى اين تخلص را در بيست سالگى و در سالى كه معادل حرفهاى آنست برگزيد . پس اگر در 1060 بيست ساله بود ، مىبايست ولادتش در سال 1040 ه اتفاق افتاده باشد .
و نيز بنگريد بتوضيحى كه در همين باب در تذكرهء سرخوش آمده است .