همچو جاده سر بدامان وطن * تا كه نگذارم نيايد خواب من
جان اگر از محنت هجران برم * هديهء خاك ره جانان برم
سوختى ما را بداغ اشتياق * آتشى در جانت افتد اى فراق
از همان آتش كه خود افروختى * از همان آتش كه ما را سوختى
از همان آتش كه چون شد شعلهبار * هفت دوزخ هست از وى يك شرار
اى طريق مهر ناآموخته * بشنو اين پند از من دلسوخته
صحبت ياران مكن زنهار ترك * ترك هم باشد حرام الا بمرگ
جان فداى آن وفاسنجيده يار * كو بود در دوستيها ماندگار
قدر هم اى دوستان دانستنى است * اين گرانمايه گهر بس جستنى است
( از : هدية الاحباب )
94 - غنى كشميرى « 1 »
ملا محمد طاهر كشميرى متخلص به « غنى » از شاعران پارسىگوى كشمير
هامش
( 1 ) - دربارهء او بنگريد به :
* تذكرهء نصرآبادى ، ص 445 - 446 .
* آتشكدهء آذر ، بمبئى ، ص 350 .
* گنج سخن ، ج 3 ، ص 108 - 110 .
* صحف ابراهيم ، خطى .
* ديوان غنى كشميرى ، چاپ لكنهو 1845 ميلادى ، و مقدمهء آن .
* نتايج الافكار ، ص 512 - 516 .
* بهارستان سخن ، ص 519 - 532 .
* فهرست ريو ، ج 2 ، ص 692 .
* رياض الشعراء ، خطى و تذكرههاى ديگر مانند مرآة الخيال ، تذكرهء سرخوش و جز آنها .