بيهوده چرا در طلبش مىگردى * بنشين كه اگر خداست خود مىآيد
*
سرمد غم دوست را بشادى ندهى * دردى اگرت رسد منادى ندهى
صدگونه مراد گر ترا دست دهد * زنهار ز دست نامرادى ندهى
*
جز مهر تو گر دل نپذيرد چه كند * دامان ترا اگر نگيرد چه كند
سرمد سگ تو بندهء تو عاشق تست * گر بر سر كوى تو نميرد چه كند
*
روزى ز قضا حسن ترا مىسنجيد * ايزد بترازوى قدر با خورشيد
اين بسكه گران بود نجنبيد ز جاى * و آن بسكه سبك بود بافلاك رسيد
*
سرمد گله اختصار مىبايد كرد * يك كار ازين دو كار مىبايد كرد
يا تن برضاى دوست مىبايد داد * يا قطع نظر ز يار مىبايد كرد
88 - فياض لاهيجى
ملا عبد الرزاق بن على لاهيجى قمى متخلص به فياض ( م 1072 ه ) چنان كه پيش ازين [ ص 326 ببعد از همين جلد ] ديدهايم از حكيمان و متكلمان مشهور در سدهء يازدهم هجرى و از شاگردان معروف و مقرب ملا صدراى شيرازيست كه سمت دامادى آن حكيم را داشته است . وى گذشته از مراتب دانش و فضل و تأليفهاى معروفى كه در حكمت و كلام داشته در شمار شاعران مشهور عهد خود نيز بوده است . ديوانش را آذر بيگدلى « سه چهارهزار بيت » و نصرآبادى باشتباه ده دوازدههزار بيت نوشته است . مؤلفان ديگر هم