مانند مير غلامعلى آزاد در سرو آزاد و محمد قدرت الله گوپاموى هندى در نتايج الافكار آن را وصف كردهاند . ازين ديوان به قدر كافى نسخههايى در دستست و من آن را در دو مجلد بشمارههاى 728 و 730 .
Supp
از مجموعهء نسخههاى فارسى كتابخانهء ملى پاريس ديدهام كه نخستين مجموعهييست از قصيدهها و تركيبها و ترجيعهاى طولانى او پيرامون 2750 بيت در ستايش خالق و منقبت پيامبر و امامان خاصه على بن ابيطالب بتكرار و تركيب بندى در مرثيهء شهيدان كربلا بشيوهء محتشم . مجموعهء دوم غزلهاى اوست در حدود 2200 بيت كه معمولا لحن عرفانى اشراقى دارند و بعضى از آنها هم متضمن مدح امامان شيعه است . در شعر فياض اثر تحصيلات و اطلاعات فلسفى و كلامى او غالبا آشكارست . زبانش سالم و ساده است و پيچيدگىهاى كلام كه از ويژگيهاى شعر در عصر اوست كمتر در سخن او به نظر مىآيد . انديشههاى عرفانى و مذهبى در شعرش بسيارست . ازوست :
تدبير ماست در گرو عقل پير ما * معلوم تا كجا برسد زور تير ما
برهان ز معرفت نگشايد در صواب * نقش خطا زند همه كلك دبير ما
ما دست دل بدامن زلف بتان زديم * باشد بروز حشر همين دستگير ما
فياض غم مخور كه دمادم رسد به گوش * بانگ بشارت از لب لعل بشير ما
*
چو كرد خاك ره يار روزگار مرا * به چشم عالميان داد اعتبار مرا
دماغ برگ گل و بوى گلستانم نيست * مگر بباغ برد نالهء هزار مرا
به كف نه جام مى و در نظر نه روى مهى * گلى شكفته نگرديد از اين بهار مرا
مرا ز گردش چشم تو حال مىگردد * بگردش مه و مهر و فلك چكار مرا
ز نارسايى اقبالم اى فلك خوش باش * بدامنى نرسم گر كنى غبار مرا
چنينكه زار و ضعيفم ز هجر او فياض * مگر صبا برساند بكوى يار مرا
*
چون بر سر راه عدمست آنچه وجودست * نابود جهان را همه انگار كه بودست
بر هم زدهام خشك و تر هر دو جهان را * آتش بميان نيست عزيزان همه دودست