*
با آنكه سرآمدى بدانش * هستى در عشق سخت نادان
طوفان سرشك عاشقان را * گردون نكشد به زير دامان
*
آن كله كه آرزو در او انبارست * روزى بينى كه جاى مور و مار است
آن مار همه زادهء انديشهء اوست * و آن مور همه نتيجهء پندارست
*
فرياد ز دست دوستداران كه مراست * دشمن بهتر ز جميع ياران كه مراست
هرچند كه غمگسار بهتر ز غمست * غم به باشد ز غمگساران كه مراست
*
ويران شهرى كه اندرو مردى نيست * آن باغ مباد كاندر آن وردى نيست
گم باد سرى كه نيستش سودايى * خون باد دلى كه اندرو دردى نيست
*
سوزنده بسان اخگرم ساختهاند * آيا ز كدام گوهرم ساختهاند
هرگز نرسم به هيچ مقصد گويى * همطالع تير بىپرم ساختهاند
*
هرچند وجود را بهم بيختهاند * مانند تو پيكرى نينگيختهاند
كافور همانا به يخ آميختهاند * وين قالب بيهوده از آن ريختهاند
*
مفلس كه وصال شاهش اميد بود * آن اميدش چو ميوهء بيد بود
رنج ابد و عذاب جاويد بود * آن شبپره را كه مهر خورشيد بود
*
غمخوار دلم نمىشود از غم سير * آرى نشود جراحت از مرهم سير
سوز تو بوصل كم نمىگردد هيچ * گر من بخورم ترا نمىگردم سير !