تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 1051

مساهمون:

ص١٠٥١
از تطاول ليل و نهار آبم از روى رفته و رنگ از موى ،
موى چون روى پنبه‌زار شده * روى چون پشت سوسمار شده مانده‌ام چون معانى باريك * پرخطرتر ز خاطر تاريك
القصه ،
شكسته شد آن مرغ را بال و پر * كه جولان زدى در جهان سال و ماه
روزى كه موكب عالى بدين حدود نزول نمايد ، ان شاء الله العزيز ،
لنگ و لوك و چفته‌شكل و بىادب * سوى او مىغيژ و او را مىطلب
تا مستوفى دفترخانهء ارادت از ديوان كن فيكون پروانهء ماهيّات مجردهء بسيطه و اسناد تشخصات ماديهء مركبه را بمحصلان وجود داده ، نقد عشرت را بجنس محنت در دفاتر ليل و نهار از محاسبهء ارباب تحاويل زمان ، بصيغهء تبديل بخرج باقى مجرى دارد ، هميشه ساحت دار الملك اخلاص بندهء كمترين جولانگاه ابلق شفقت و عنايت آن مخدوم باد « 1 » » . آزادگى صوفيانهء مولانا محمد صوفى و اعتقاد او بمبانى عرفان باعث بود كه عالمان ظاهربين قشرى او را ملحد و كافر بدانند و اين سخن از گفتار تقى الدين اوحدى هم برمىآيد و امرى تازه و بىسابقه نيست . وفاتش بسال 1035 ه اتفاق افتاد و درين باره مير عبد الرزاق خوافى نوشته است كه « سيف خان صوبه‌دار گجرات اعتقادى باملا داشت ، حسب الطلب جنت‌مكانى [ مير سيد جلال صدر ] لا علاج ملا را روانه نمود ، در راه فوت كرد و در آن حالت اين رباعى گفت :
اى شاه نه تخت و نه نگين مىماند * از بهر تو يك دو گز زمين مىماند صندوق خود و كاسهء درويشان را * خالى كن و پر كن كه همين مىماند » « 2 »
ماده تاريخ وفات صوفى را « مجردانه يكى شد به حق محمد صوفى »
هامش
( 1 ) - اين نامه را آقاى گلچين معانى از بياض شمارهء 237 مجلس شورى ص 203 نقل كرده ( حاشيهء ميخانه ص 478 ) و من از آنجا برداشته‌ام . ( 2 ) - مآثر الامرا ، ج 3 ، ص 451 .