شبهاى وصال دوست را ياد كنم * در روز فراق دل بدان شاد كنم
و آنگه كه بفكر او فتم ، و او نبود * برخيزم و صدهزار فرياد كنم
*
آن يار جفاجو كه وفا كم دارد * بسيار مرا بجور مىآزارد
با اينهمه بىوفا مرا خواند ، آرى * كافر همه را به كيش خود پندارد !
*
امروز جدا مانده ز دلدار منم * بىمونس و بىرفيق و بىيار منم
آنكس كه نخفت در شب تار منم * القصه بهر غمى گرفتار منم
4 - پرتوى شيرازى « 1 »
حكيم پرتوى شيرازى از شاعران اوايل سدهء دهم است كه بيست و
هامش
( 1 ) - دربارهء او بنگريد به :
* مجالس النفائس ، امير عليشير نوايى ، بتصحيح شادروان على اصغر حكمت ، ص 397 .
* تحفهء سامى ، تهران 1314 ، ص 126 .
* صحف ابراهيم ، على ابراهيم خليل ، خطى .
* رياض الشعراء واله داغستانى ، خطى .
* هفت اقليم ، امين رازى ، تهران ، ج 1 ص 254 .
* ميخانه بتصحيح آقاى احمد گلچين معانى ، تهران 1340 ، ص 124 - 140 .
* عرفات العاشقين ، تقى الدين اوحدى بليانى ، خطى . -