41 - زمانى يزدى « 1 »
ملا زمانى يزدى از شاعران نيمهء نخستين سدهء يازدهمست . اصلش از يزد و باشيدنگاهش اصفهان بود . دربارهء او نوشتهاند كه بسيار مغرور بود و چنين مىپنداشت كه روح نظامى گنجهيى در او حلول كرده است و حتى بعضى گفتهاند كه علت انتخاب تخلص زمانى « آنست كه مذهب تناسخ داشت و خود را شيخ نظامى گنجوى پنداشت و اين خام خيال را در عالم قال مىآورد كه :
در گنجه فروشدم پى ديد * از يزد برآمدم چو خورشيد
هركس كه چو مهر بر سر آيد * هرچند فرورود برآيد » « 2 »
و قاعدة بايد اين دو بيت از منظومهيى باشد در جواب ليلى و مجنون نظامى و زمانى در اين بيت خواسته است خود را همانند نظامى نشان دهد و اين از قبيل دعويهاى شاعرانه است كه بتكرار در سخن سخنوران مىبينيم و دليلى بر اعتقاد بتناسخ نيست . تذكرهنويسان در تفسير و توجيه معانى شاعران ازينگونه افسانهاى بىوجه بسيار پرداختهاند .
زمانى بجز جواب گفتن نظامى استقبال از ديوان خواجه حافظ شيرازى
هامش
( 1 ) - دربارهء او بنگريد به :
* هفت اقليم ، تهران ، ج 1 ص 162 .
* تذكرهء نصرآبادى ، ص 244 - 245 .
* سرو آزاد ، ص 28 .
* نتايج الافكار ، ص 300 - 301 .
* صحف ابراهيم ، خطى .
* آتشكدهء آذر ، بمبئى ، ص 260 .
* تاريخ نظم و نثر در ايران ، ص 413 .
( 2 ) - سرو آزاد ، ص 28 ، و همين معنى از بعضى تذكرههاى ديگر برمىآيد .