شيوهء قديم را در شعر دنبال مىكرد . ازوست :
يك رَه دَرِ پير ميفروشى نزديم * در كوى خرابات خروشى نزديم
بر سعى فسرده طبع خود مىسوزيم * كاين شعله فرو نشست و دودى نزديم
آشوب هندوستان مربوطست بستيزهجوييهاى فرزندان شاهجهان از قيام شاه - زاده مرادبخش در احمدآباد تا قتل داراشكوه ( از 1067 تا 1069 ه ) و رسيدن محيى الدين اورنگ زيب بپادشاهى ( 1069 - 1118 ه ) . ناظم اين منظومه « بهشتى » از شاعران عهد شاهجهان و اورنگ زيب است و چنان كه خود گفته بدرگاه شاه - زاده مرادبخش وابسته بود و درين جنگهاى خانگى حضور داشت « 1 » و منظومهء خود را پيش از مرگ شاهزادهء مذكور ( سال 1071 ه ) سرود و آن را بآشوب هندوستان موسوم ساخت :
شد اين نامه از همت دوستان * مسمّى بآشوب هندوستان « 2 »
جهان نامه منظومهيى طولانيست دربارهء تاريخ هند از « فنايى » « 3 » كه در عهد پادشاهى اورنگ زيب ( 1069 - 1118 ه ) بعد از سال 1099 سروده شده و چنين آغاز مىشود :
بنام جهاندار جانبخش و هوش * نوازندهء جسم با چشم و گوش
از جلد اول اين منظومه نسخهيى بشمارهء
Or . 334
در كتابخانهء موزهء بريتانيا موجودست .
شاهنامهء عباسى از كمالى سبزوارى كه به « افصح » شهرت داشت و در « نرد قصيده همگنان را دوشش طرح دادى و در شطرنج شعر فهمى لجلاج وقت خود
هامش
( 1 ) -من اين رزمها را همه ديدهام * ز كس همچو افسانه نشنيدهام( 2 ) - بنگريد بفهرست نسخههاى فارسى كتابخانهء موزهء بريتانيا ، چارلز ريو ، ج 2 ص 689 - 690 .
( 3 ) - چند فنايى شاعر داريم كه دو تن از آنان يعنى فنايى جغتايى و فنايى مشهدى ملازم دربار جلال الدين اكبر پادشاه بودهاند . ( روز روشن ص 638 - 639 ) . اين فنايى كه جهان - نامه ساخت در عهد اورنگ زيب مىزيست ، چنان كه در متن ديدهايد ، و گمان نمىرود كه يكى از آندو باشد .