تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 579

مساهمون:

ص٥٧٩
بنام خدايى كه از شوق جود * دو عالم عطا كرد وسائل نبود حكيمى كه شمع زبان در دهن * فروزان نمايد بباد سخن رحيمى خطابخش مسكين‌نواز * ز شوق كرم گشته محتاج‌ساز « 1 »
عادلنامه دربارهء سلسلهء پادشاهان عادلشاهى دكن است كه از سال 895 تا 1097 در بيجاپور حكومت داشتند . اين منظومه را آتشى شاعر در اواخر عهد آن سلسله بنام محمد عادلشاه ( 1035 - 1070 ه ) فراهم آورد . جنگنامهء كشم ( قشم ) منظومهء كوچكى است در 263 بيت كه در يكشنبه نهم محرّم سال 1032 بپايان رسيد و گويندهء آن ظاهرا « قدرى » سرايندهء « جرون‌نامه » است كه به زودى دربارهء آن سخن خواهم گفت . جنگنامه چنين آغاز مىشود :
بنام خدا ايزد ذو الجلال * خدايى كه وى را نباشد زوال خدايى كه ليل و نهار آفريد * خزان برد و فصل بهار آفريد
و شاعر آن را بنام شاه عباس و ستايش او و امام قليخان پسر و جانشين اللّه وردى خان بيگلر - بيگى فارس فاتح قشم و جرون ، سروده و از امام قليخان همه‌جا بذكر عنوانهايى چون « نوّاب انجم سپاه » و « خان عدالت شعار » بسنده كرده و آنگاه داستان را بدينگونه آغاز نموده است :
چو مدح شه و خان بپايان رسيد * بنظم آورم داستانى جديد چو الف و ثلاثين بد از هجر سال * بيامد يكى لشكر از پرتگال سپاهى بيامد چو مور و ملخ * بگرمى چو آتش بسردى چو يخ
اين اشارات راجعست بدست‌اندازى پرتغاليان از سال 1030 بجزيرهء قشم و حوالى هرمز . توضيح آنكه « روى فريراداند رادا » سردار پرتغالى پس از جنگى با بحريهء شركت هند شرقى انگليس كه بشكست وى پايان يافت بر آن شد كه جزيرهء قشم و كناره‌هاى هرمز را تسخير نمايد تا از جانبى شاه عباس را مرعوب و وادار ببرآوردن خواهشهاى خود كند و از جانبى ديگر جلو بازرگانى ابريشم انگليسيان را در ايران بگيرد . به همين قصد در حدود ماه رجب 1030 بخشى از آن جزيره را در جوار هرمز
هامش
( 1 ) - حماسه‌سرايى در ايران ، دكتر صفا ، چاپ سوم ، تهران 1352 ، ص 372 - 373 .
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 579 | ذبيح الله صفا