فصل چهارم وضع علوم از سدهء دهم تا ميانهء سدهء دوازدهم هجرى
وضع عمومى علوم
دورهيى كه دربارهء آن مطالعه مىكنيم عهد انحطاط دانشهاى عقلى در ايران و انتقال آنها بكشورهاى مجاور . و دوران ترقى و توسعهء نهايى دانشهاى مذهبى دوازده اماميان در قلمرو دولت صفوى است .
هنگامى كه شاه اسمعيل اول در رسمى كردن عقيدهء مذهبى خود كوشش مىكرد ، جمعى از دانشمندان ايرانى ، كه ميراثدار دانشهاى عقلى باز مانده از دوران تيمورى و بايندرى بودند ، و حاضر به ترك اعتقاد مذهبى خود نمىشدند ، بقتل رسيدند ، و دستهء كوچكى بدگرگونگى اعتقاد مذهبى تن درداده در ايران باقى ماندند و گروه بزرگى از آنان از بيم جان از ايران گريختند ؛ چنان كه دانشمندان خراسان بفرارود و بسرزمين هند پناه بردند و عالمان آذربايجان به خاك عثمانى و بسى از دانايان فارس و كرمان و خوزستان بعربستان . به همين سبب است كه در سدهء دهم هجرى شاهد وجود بسيارى از فرهيختگان ايرانى در كشورهاى چندگانهء ياد شدهايم كه همگى با زن و فرزند جلاى وطن كرده و در آن سرزمينها ماندهاند و اين مسلما يكى از بزرگترين اثرهاى نامطلوبى بود كه رفتار شاه اسمعيل و سرخكلاهان در محيط علمى