تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
درستست كه بيرون از قلمرو تشيع ، صوفيان چندان بدشوارى سر نمىكردند ليكن در آن جايها نيز هرگاه فرصتى نصيب عالمان مىشد با اهل خانقاه ستيزه‌گرى آغاز مىكردند چنان كه در هند چند تن از سران تصوف در دست آن طبقه طعم مرگ چشيدند . داراشكوه پسر شاه جهان كه از سران فرقهء قادريه بود و در تصوف و عرفان دفترهاى سودمند پرداخت ، بسال 1069 به فتواى عالمان دين كشته شد و خاندانش برافتاد و باز در همان روزگاران حكيم سرمد كاشانى ، از تربيت يافتگان محضر مير فندرسكى و ملا صدراى شيرازى ، را كه در هند بسر مىبرد بسال 1070 به فتواى ملاقوى نام و فقيهان ديگر بقتل رسانيدند « 1 » . از كارهاى شگفت‌انگيزى كه مفتيان عثمانى در مخالفت با آثار عارفان كردند ، يكى فتواييست كه ابو السعود محيى الدين محمد حنفى مفتى قسطنطنيه در عهد سلطان سليمان اول ، داد . اين مفتى چون در الهامات آسمانى حافظ شيرازى « خرافات خارج از نطاقات شريعت شريفه » يافته بود ، بهتر آن دانست كه مسلمانان از خواندن آن احتراز جويند و « سمّ افعى را ترياق نافع نشمرند » « 2 » . اين سخن در كشورى گفته مىشد كه دو شرح معروف از ديوان حافظ آنجا تدوين شده و ديوانهايى باستقبال از غزلهاى حافظ بتركى ترتيب يافته و ديوان لسان الغيب زينت‌افزاى بسيارى از كتابخانها و خانه‌ها بوده است .

كتابهايى در ردّ تصوف

در ستيزه جوييهاى عالمان مذهبى با صوفيان ، تنها بدشنام و نكوهش بسنده نمىشد بلكه رساله‌ها و كتابهايى هم درين راه فراهم مىآمد و درين امرگاه حكيمان روزگار نيز كه شيوهء متصوفه ، و يا بهتر بگوييم متشبّهان بمتصوفه ، را در دعوى شناخت حقايق
هامش
( 1 ) - بهارستان سخن ، مدارس 1958 ميلادى ، ص 512 - 515 ؛ رياض العارفين ، تهران 1316 ، ص 141 - 143 . شرح حالش را در شمار شاعران اين عهد خواهيد ديد . ( 2 ) - كشف الظنون طبع استنبول ، ستون 784 ؛ مجلهء يادگار سال اول شماره نهم ، ص 76 - 78 .