كردن ، اما تشويقى است بر عدالتجوئى و پيروى از حق و عدل در هر چيزى كه در آن داد و ستد يا گرفتن و پرداختن باشد .
و بطور كلى در هر خريد و فروشى كه حق و عدالت بايستى در آن رعايت شود ) . در آيه گفت :
فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ
- اسرا - 35 ) و
فَأَرْسِلْ مَعَنا أَخانا نَكْتَلْ
يوسف 63 و
كَيْلَ بَعِيرٍ
- يوسف 65 ) .
يعنى مقدار بار يك شتر .
كون
: واژه « كَانَ » عبارت از زمان گذشته است و در بسيارى از توصيفها در باره صفات خداوند خبر از معنى ازليت ميدهد مثل :
إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِيماً حَكِيماً
- 11 نساء و -
كانَ اللَّهُ عَلِيماً حَكِيماً
- 17 نساء و صدها آيه ديگر كه از ازلى بودن علم و حكمت و قدرت و رحمت و بخشش حق تعالى خبر ميدهد .
و نيز در آيات :
وَ كانَ اللَّهُ عَلِيماً حَكِيماً
- نساء 92
وَ كانَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيراً
- احزاب 27 .
و هر گاه واژه « كان » يعنى بود به صورت ماضى و متعلق به صفت در چيزى كه هنوز وجود دارد به كار رود آگاهى بر اين است كه آن وصف و صفت ملازم آن چيز است و كمتر مىشود كه از او جدا شود مثل كلام خداوند در باره انسان كه ميگويد :
وَ كانَ الْإِنْسانُ كَفُوراً
و
وَ كانَ الْإِنْسانُ قَتُوراً
- اسرا 100