در آيه گفت :
وَ كَأْسٍ
مِنْ مَعِينٍ - واقعة 18 ) كَاسَتِ الناقةُ تَكوُسُ - آن شتر با سه پا راه ميرود ( از يك دست يا يك پا ناقص است ) .
كيس - تيزهوشى و قريحه سرشار - اكْأَسَ الرجلُ و أَكْيَسَ - آن مرد فرزندان باهوش و با كياستى دارد ، مكر و نيرنگ يا خدعه را هم « كَيْسَان » گويند .
يا بتصور اينكه غدر و مكر نوعى زيركى و كياست است كه به كار ميرود يا اينكه - كيسان - نام مردى بوده به حيلهگرى معروف ، سپس هر فريبكار و مكارى را - كيسان گفتهاند مثل اينكه - هالكى - نام آهنگرى است كه به فن آهنگرى معروف شده و بعدا هر آهنگر و حدادى را هالكى ناميدند .
كيف
: كَيْفَ - لفظى است كه با به كار بردن آن از چگونگى چيزى پرسش مىشود كه آن را با همانند چيزي يا تا همگون با آن بدانيم ، مثل اينكه از سپيدى يا سياهى ، از تندرستى يا بيمارى پرسش شود ، بنابراين صحيح نيست كه در مورد خداى عزّ و جلّ واژه - كيف - يعنى چگونه است - را به كار ببريم ( زيرا او به چيزى شبيه نيست -
لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ
) گاهى سؤال از خود چيزى است كه در بارهاش پرسش ميكنيم مثل سپيدى يا سياهى آن كه به - كيف - تعبير مىشود و ما در سخن گفتن آن را - كيف ميناميم .
( در معنى اول ميگوئيم چگونه است ؟ و در معنى دوم بمعنى چطور چنين است ؟ ) .