اما واژه « الكون » معنى هستى و وجود را بعضى از علما در معنى تغيير جوهر به مادهاى كه از آن پستتر است به كار مىبرند ولى بيشتر متكلمين آن را در معنى « ابداع » و اتخاذ به كار مىبرند . اما واژه : « كَيْنُونَة » از نظر بعضى از علماى نحو بر وزن « فعلوله » است كه در اصل « كونونه » بوده ، چون حركت « ضمه » و
هامش
كسانى كه با ايمان و كارهاى شايسته نماز بر پاى داشته و زكات ميدهند پاداششان در پيشگاه خداوند است و هرگز ترس از آينده و اندوه بر گذشته ندارند ، اينان بايستى اگر مؤمن واقعى هستند از ربا خوارى در گذرند و گر نه با خدا و رسول ستيزهخوئى و جنگ كردهاند و اگر در وام دادن به پس گرفتن همان مبلغ اكتفا كردند به كسى ستم نكردهايد و ستمى هم نديدهايد وإِنْ كانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلى مَيْسَرَةٍ وَ أَنْ تَصَدَّقُوا خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ- 280 / بقره . يعنى هر گاه بر بدهكار و وامدار تنگدستى حاصل شد و قدرت بر پرداخت وام نداشت او را بگذاريد تا توانگر گردد و اگر در تنگدستى او وام را بر او ببخشيد براى شما بهتر است .
و خداى را سپاس كه پس از هزار و چهار صد سال موضوع ربا در جامعه اسلامى ايرانى ما بطور شايستهاى آنگونه حل شده است كه در مدت يك سال امت انقلابى اسلامىمان ميلياردها تومان در سراسر كشور درآمدهاى افزون بر نياز خود را براى قرض الحسنه و وام بدون ربا و بهره در بانكها سپردهاند تا نيازمندان جامعهمان حقيقت آئين عدالت گستر اسلام را عملا دريابند و در اين انقلاب اسلامى براى شئون وام بدون بهره در حالتى عمل مىشود كه تمام كشورهاى جهان در دو جبهه وام دهنده و وام گيرنده و ربا و بهره دهى دست بگريبان فقر و فشار و استثمار هستند و هر روز چهره ظلم و ستم كابوسى جامعه بشرى از بيم و وحشت فراهم مىكند و ايران انقلابى اسلامى بعد از هشت سال جنگ با كفر جهانى و تحريم اقتصادى و صدها مشكل اجتماعى گريبانگير وام و قرض جهانى نيست .