و آيات -
كَيْدُ ساحِرٍ -
فَأَجْمِعُوا كَيْدَكُمْ
- 9 و 10 / طه .
ميگويند - فلان يَكِيدُ بنفسه - يعنى در حال نزع و جان دادن است ، و كاد الزنده يعنى چوب آتش زنه آتشش كم و كند است .
فعل كَادَ براى فعل و كارى كه انجامش نزديك است وضع شده است ميگويند - كاد يفعل - در وقتى به كار ميرود كه كارى تاكنون انجام نشده و نزديك به انجام است ، ولى هر گاه با حرف ( نفى ) همراه باشد ، احتمال انجامش نزديك است و همچنين در كارى كه نزديك است انجام نشود و واقع نگردد . مثل :
آيه -
لَقَدْ كِدْتَ
تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئاً قَلِيلًا - 74 / اسراء ) :
اشاره به توجه خداوند نسبت به پيامبر است كه ميگويد - اگر ترا ثابت قدم نميگردانيديم نزديك بود كه به آنان اندك تمايلى و اعتمادي پيدا كنى - كه در اين آيه روش فريبكارانه غير مؤمنين را به مؤمنين تذكر ميدهد تا از آنان ايمن باشند ) .
آيات ديگرى كه از اين واژه در آن به كار رفته عبارتند از :
وَ إِنْ كادُوا
82 / اسراء -
تَكادُ
السَّماواتُ 90 / مريم -
يَكادُ الْبَرْقُ
14 / بقره -
يَكادُونَ يَسْطُونَ
72 / حج -
إِنْ كِدْتَ لَتُرْدِينِ
56 / صافات ) .
هر گاه حرف ( نفى ) قبل از - كاد - يا بعد از آن باشد در معنى آن فرقى نخواهد داشت ، مثل آيه :
وَ ما كادُوا يَفْعَلُونَ
71 بقره
لا يَكادُونَ يَفْقَهُونَ
78 / نساء .
حرف نفى ( ان ) كمربا - كاد - به كار ميرود مگر بضرورت شعرى .
شاعر ميگويد : -
قد كاد من طول البلى أن يمحصا