تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
يعنى - ميگذرد و فرسوده مىشود .

كور

: كَوْرُ الشيءِ : گرداندن و پيچاندن چيزى كه قسمت‌هايش به يكديگر پيوسته شود مثل پيچيدن دستار يا عمامه . در آيه گفت :
يُكَوِّرُ
اللَّيْلَ عَلَى النَّهارِ وَ يُكَوِّرُ النَّهارَ عَلَى اللَّيْلِ . اشاره به گردش و جريان خورشيد در محل‌هاى مختلف طلوع و كوتاه شدن زمان شب و روز و زياد شدن آنهاست . طعنه و كَوَّرَهُ - زمانى گفته مىشود كه كسى را كاملا با نيزه به زمين بيندازد . اكْتَارَ الفرس - آن اسب در دويدن دمش را چرخاند و - كور - شتران زياد . كُوَّارَة النحل - نوعى زنبور عسل ، و - الْكُورُ - رحل استر و شتر و نيز جايگاه آنها . كُورَة - هر شهرى كه روستاها و محله‌هائى را در بر گرفته باشد ( شهر بزرگ ) .

كأس

: در آيه گفت :
كَأْساً
كانَ مِزاجُها زَنْجَبِيلًا . كَأْس ظرفى است كه شربت يا نوشيدنى در آن ميريزند ( كاسه ) كه آن نوشيدنى و ظرف را هم جداگانه - كأس - ناميدند ، ميگويند - شربت كأسا - و - كأس طيبة - يعنى شربتى پاك .