كُوبَه - طبلى است كه در بازيها به آن ميكوبند و ميزنند « 1 » . .
كيد
: الْكَيْد : نوعى از حيلهگري و چارهجوئى است كه به دو معنى ناپسند و پسنديده به كار ميرود ، هر چند كه به صورت ناپسند و مذموم بيشتر معمول است .
همچنين واژههاى - استدراج و مكر در همان معنى است كه گاهى پسنديده است در آيه گفت :
كَذلِكَ كِدْنا لِيُوسُفَ
- 76 / يوسف .
در مورد گم نمودن پيمانهاى بود كه بدستور يوسف به برادرانش با آن غله دادند و آن را در كيسه برادر كوچكش قرار دادند تا او را نگهدارند و خداوند ميگويد ، چنين روشى براى روشن نمودن ديگر برادرانش به كار ناهنجارى كه قبلا در باره او نموده بودند به يوسف آموختيم و الهام كرديم ) .
در آيه گفت :
هامش
( 1 ) واژههاى - كوبه - ابريق - كاس - بصورتهاى - كبة - آبريز - و كاسه آمده كه شكل ديگر آن در عربى - قصعه - است در هر دو زبان عربى و فارسى از قديم به كار رفته است كه در قرآن هم هر سه واژه بصورتهاى - اكواب - اباريق و كاسى آمده است .
فيروز آبادى ابريق را معرب از ابريز فارسى دانسته جواليقى هم دو واژه كوبه و ابريق را غير عربى ميداند ثعالبى هم مانند صاحب قاموس نظر داده است و امروز كبه يعنى ظرف آب بدون دسته و لوله در لهجههاى فارسى جنوب به كار ميرود .
( فقه اللغة 453 / المعرب 295 / قاموس اللغة ) .