كمه
: الْأَكْمَه : كسى است كه با چشمانى نابينا متولد مىشود ( كور مادرزاد ) و بكسي هم كه چشمش از دست ميرود نيز گفته مىشود ، شاعر گويد :
« كَمُهَتْ عيناه حتّى ابيضّتا »
[ چشمانش آنچنان از دست رفت تا اينكه سپيد شدند ] .
كنن
: الْكَنّ : پوششى يا ظرفى كه چيزى در آن حفظ مىشود ، مىگويند :
كَنَنْتُ الشيءَ : آن را پوشاندم و در ظرفى پنهان كردم .
واژه - كننت - مخصوص به چيزى است كه در خانهاى يا جامهاى استتار مىشود و يا در غير از آنها از اجسام ديگر .
خداى تعالى گفت :
كَأَنَّهُنَّ بَيْضٌ مَكْنُونٌ
- 49 / صافات .
كَأَنَّهُمْ لُؤْلُؤٌ مَكْنُونٌ
- 24 / طور .
أَكْنَنْتُ : براى چيزى است كه در نفس و جان پوشيده و حفظ مىشود [ رازى
هامش
به حج پرداخت ، هر چه ميسورش شود قربانى كند و هر كس قربانى نيافت سه روز در ايام حج و هفت روز چون از حج بازگشتيد روزه بگيريد .تِلْكَ عَشَرَةٌ كامِلَةٌ- 196 / بقره .
و اين امر براى كسى است كه خانوادهاش در مسجد الحرام ساكن و مقيم مىباشد .