در كوششي از حفظ و نگهدارى شوهر خويش است همانطور كه - محصنة - ناميده شده براى اينكه در حصنى يا دژى از محافظت شوهر است .
كِنَانَة : تيردان يا ظرف چرمى سالم و ناشكافته .
كند
: خداى تعالى گويد :
إِنَّ الْإِنْسانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ
- 6 / عاديات .
يعنى براى نعمت پروردگارش كفران پيشه و ناسپاس است چنان كه مىگويند :
أرضٌ كَنُود : وقتى كه زمينى گياهى را نرويانده است .
كنز
: الْكَنْز : انباشته كردن و قرار دادن مال و ثروت بر رويهم و حفاظت از آنها اصلش از :
كَنَزْتُ التمرَ في الوعاء است - يعنى خرما را در ظرف حفظ كردم .
زمن الْكِنَاز : وقتى است كه خرما انبار مىشود .
ناقة كِنَاز : شتر فربه و گوشتى .
در آيه -
وَ الَّذِينَ يَكْنِزُونَ
الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ . . . 34 / توبه .
يعنى پولها را ذخيره و گنجينه ميكنند و گفت .
فَذُوقُوا ما كُنْتُمْ تَكْنِزُونَ . . .
35 / توبه « 1 » و
لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ كَنْزٌ
هامش
( 1 ) واژه - كنز - بمعنى گنج - دهها واژهاى است كه از زبان فارسى در قديم معرب شده و در قرآن به كار رفته ، ثعالبى آن را در رديف لغاتى ميداند كه مانند تنور .