در اينجا همان قضيه و حكم است پس هر حكم و قضيهاى كلمه ناميده مىشود چه گفتارى باشد يا افعالى و كردارى ، در اينكه آن كلمه يا حكم را با صفت - صدق - توصيف كرده است از اين جهت است كه ميگويند سخن راست و عمل راست و درست .
در آيه :
وَ تَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ صِدْقاً وَ عَدْلًا لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ
- 115 / انعام .
زيرا قول و فعل هر دو با صفت صدق توصيف ميشوند مىگويند :
قول صدق و فعل صدق . سخنى راست و كردارى راست .
و عبارت
( تَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ )
در آيه 115 / انعام :
1 - اشارهاى است به آيه :
الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ
- 3 / مائده .
تا آخر آيه ، كه آگاهى و هشدارى است بر اينكه از اين به بعد شريعت يعنى دين اسلام منسوخ نميشود .
2 - گفته شده اشارهاى است به آنچه كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرموده :
اوّل ما خلق اللّه تعالى القلم ، فقال له أجر بما هو كائن إلى يوم القيامة « 1 » .
هامش
( 1 ) يعنى نخستين چيزى كه خداى تعالى آفريده « قلم » بود كه گفت تمام آنچه را كه تا روز بازپسين و قيامت هست ثبت و جارى كن .
طريحى مىنويسد : « جرى القلم بما فيه » كه در حديث فوق مفهومش .