كَلَّمْتُهُ : به سختى مجروحش كردم كه تأثيرش ظاهر شد ، شاعر در جمع بيان دو معنى مىگويد :
و الكلم الاصيل كأرعب الكلم .
در اين شعر كَلِم اول جمع كلمه است و دومى به معنى جراحات و زخمها .
ارعب هم يعنى وسيع و گسترده ، مىگويد : سخنان اصيل مثل زخمهائى زياد و گسترده است و ديگرى مىگويد :
و جرح اللّسان كجرح اليد
: [ زخم زبان مثل زخم زدن و مجروح ساختن با دست است ] .
پس كَلَام و سخن بر الفاظ منظم و آراسته اطلاق مىشود و همچنين بر معانى كه تحت آن الفاظ فراهم مىآيد و قرار مىگيرد .
در نظر علماى نحو ، كلام بر جزء واقع مىشود كه آن جزء يا اسم و يا فعل و يا حرف است و در نظر بيشتر متكلمين ، كلام به اطلاق مىشود مگر بر جمله مركب و مفيد كه اخص از قول است زيرا قول در نظر آنها بر مفردات قرار مىگيرد .
و كَلِمَة در نظر آنها بر هر يك از اقسام سه گانه سخن يعنى اسم و فعل و حرف واقع مىشود كه بر خلاف اين نظر هم گفته شده ، خداى تعالى گويد :
كَبُرَتْ كَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْواهِهِمْ
- 5 / كهف
فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ
- 37 / بقره گفته شده كلمات در اين آيه اينست كه گفت :
رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا
- 23 / اعراف