تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
تَكَلَّفَ الشيءُ : آن چيزى است كه انسان با اظهار بر افروختگى چهره و با سختى و مشقتى كه از آن كار به او ميرسد آن را انجام ميدهد . واژه - كُلْفَة - در سخن معمولى اسمى است براى مشقت و سختى . و - تَكَلُّفْ - اسمى است براى كارى كه با مشقت و حرص و ظاهر سازى انجام مىشود و لذا « تكلّف » دو گونه است : اول - تكلّف پسنديده ، يعنى : حالتى كه انسان دنبال مىكند تا به كارى كه آن را مىخواهد و مقصد اوست بدست آورد و براى او سهل و مفيد و مورد محبت مىشود و به اين جهت واژه تكليف در مورد تكلّف در عبادات به كار ميرود . دوم - تكلّف ناپسند و مذموم ، يعنى : آنچه را كه انسان از روى رياء و تصنع دنبال كرده و قصد مىكند و همان معنى مقصود آيه است كه ميگويد :
قُلْ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ وَ ما أَنَا مِنَ الْمُتَكَلِّفِينَ
- 86 / ص « 1 » . و همچنين سخن پيامبر صلّى اللّه عليه و إله كه فرمود : « أنا و أتقياء امّتى برآء من التكلّف » « 2 » . و آيه :
لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها
- 286 / بقره ) . يعنى آنچه را كه مشقت و سخن به حساب مىآورند در واقع گشايش و وسعت در نتيجه است مثل آيه :
وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ أَبِيكُمْ
- 78 / حج ) « 3 »
هامش
( 1 ) يعنى اى پيامبر به مردم بگو كه براى رسالتم و پيامبريم مزدى از شما نمىخواهم و از رياكاران و ظاهر سازان نيز نيستم . ( 2 ) من و پارسايان امتم از تصنع و رياء بيزاريم . ( 3 ) پايان آياتى است كه بازگو كننده وجود عدالت و نظام كمال دهنده الهى .