هَوَّدَ الرائضُ الدابةَ - اشتربان حيوانات را با مدارا حركت داد . هُود در اصل جمع هَائِد است يعنى توبه كننده و اين اسم پيامبرى عليه السّلام است .
( كه در داستان قوم هود در قرآن بتفصيل در چند مورد ذكر شده است .
هور
: هَارَ ساختمان و بنا خراب شد - تَهَوَّرَ - مثل انْهَارَ : ويران شد فرمود :
عَلى شَفا جُرُفٍ هارٍ
فَانْهارَ بِهِ فِي نارِ جَهَنَّمَ - التوبه / 109 يعنى اى انسانها قبل از بعثت پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و إله شما بر لب پرتگاهى بوديد كه به جهنم ميافتاديد و بوسيله آئين الهى و پيامبر صلّى اللّه عليه و إله نجات يافتيد « 1 » .
هامش
( 1 ) ابو الحسن تهامى شاعرى كه مرثيهاش بگفته تمام ادبا و شاعران و حكيمان بهترين مراثى در زبان عربى و فارسى است و براى مرگ فرزند جوانش ساخته چه زيبا سروده است :حكم المنية في البرية جارى * ما هذه الدنيا بدار قراربينا يرى الانسان فيها فجرأ * حتى يرى جرا من الاحبارطبعت على كدر و انت تريدها * صفورا من الاقدار و الاكدارو مكلف الايام ضد طباعها * مطلب فى الماء جذوة نارو اذا رجوت المستحيل فانك * تبنى الرجاء على شفر هاريعنى زمان مرگ در ميان مردمان جاريست و دنيا جاى ماندن ابدى نيست ، در همان آنى كه كس ممكن است گوينده خبرى باشد ممكن است خود بميرد و جزو اخبار شود زندگى با سختىها همراه است و تو آن را صاف و بدون زحمت ميخواهى كسى كه بر خلاف شمه و شيوه روزگار بخواهد مثل اينست كه بر پرتگاه خانه اميد ساخته باشد كه بدون شك سقوط مىكند .