و
فَغُلِبُوا هُنالِكَ
- الاعراف / 119 .
هن
: هَنُ كنايه از عورت و چيزهاى ديگر است كه ذكرش قبيح است ، و فى فلان هَنَّاتٌ - او خصال و صفاتى زشت دارد . بر اين اساس روايت شده است كه
« سيكون هنات » .
خداى تعالى فرمود :
إِنَّا هاهُنا
قاعِدُونَ - المائده / 24 .
هنأ
: هَنِيء يعنى گوارا در چيزى كه زحمتى ندارد و پايان آن هم وخيم و ناگوار نيست اصلش در غذا به كار ميرود ، ميگويند - هَنِئَ الطعامُ فهو هَنِيءٌ - آن طعام گواراست خداى عز و جل فرمود :
فَكُلُوهُ هَنِيئاً
مَرِيئاً - النساء / 4 « 1 »
هامش
( 1 ) بگفته شاعر :مزرع سبز فلك ديدم و داس مه نو * يادم از كشته خويش آمد و هنگام دروگفتم اى بخت بخسبيدى و خورشيد دميد * گفت با اين همه از سابقه نوميد مشوهر كه در مزرع دل تخم وفا سبز نكرد * زرد روئى برد از حاصل خود وقت دروپس كسانى كه دنيا را مزرعه آخرت ميدانند و لحظهاى از كاستن ياد خدا در جان و روح خود غافل نيستند نوميدى ندارند زيرا خداوند را باوفا ميدانند و پاداش دهنده نيكىها و ميدانند به غير از كشته خويش در قيامت نميدروند .دهقان سالخورده چه خوش گفت با پسر * كاى نور چشم من بجز از كشته ندروىعمل هر انسانى و آنچه از نيكىها از باقى بماند پاداشش را خدا چنان كه در آياتها گفته ميدهد .