تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 474

مساهمون:

ص٤٧٤
و
الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ
الْمَلائِكَةُ - النحل / 32 و
تَوَفَّتْهُ
رُسُلُنا - الانعام / 61 و
أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ
- يونس / 46 و
وَ تَوَفَّنا
مَعَ الْأَبْرارِ - آل عمران / 193 و
وَ تَوَفَّنا مُسْلِمِينَ
- الاعراف / 126 و
تَوَفَّنِي مُسْلِماً
- يوسف / 101 و
يا عِيسى إِنِّي مُتَوَفِّيكَ
وَ رافِعُكَ إِلَيَّ - آل عمران / 55 گفته‌اند در اين آيه - توفي رفعة و اختصاص - مردن بخاطر شكوه و رفعت و اختصاص يافتن نه - توفي موت - نه فقط مردن و ميراندن ، ابن عباس نظر دوم را اظهار نموده كه او را ميراند و سپس زنده كرد .

وقب

: وَقْب يعني روزنه و سوراخ كردن چيزى . وَقَبَ : وارد سوراخ و غار شد ، وَقَبَتِ الشمسُ - خورشيد غروب كرد در آيه :
وَ مِنْ شَرِّ غاسِقٍ إِذا وَقَبَ
- العلق / 3 از شر تاريكى و ظلمت كه فراگير شده و همه چيز را پوشانده است ، وَقِيب و قببه و قبه - صداى مخصوص حيوانات سم دار در محل .

وقت

: وَقْت پايان زمانى كه براى كار واجب شده ، بنابراين پيوسته در امر معين و اندازه‌گيرى شده به كار مىرود مثل - وقت كذا - برايش وقت و زمان معين كردم و قرار دادم . در آيه گفت :