از اين واژه عبارت - وَقْدَةُ الصيفِ - است يعنى تابستان داغ و گرم شد .
و اتَّقَدَ فلانٌ غضبا - او از خشم سرخ شد .
وَقَدَ و اتَّقَدَ - در جنگ به كار مىرود مثل استعاره آتش و شعله آن و از اين قبيل امور خداى تعالى فرمود :
كُلَّما أَوْقَدُوا
ناراً لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّهُ - المائده / 64 كه براى درخشيدن هم استعاره مىشود مىگويند - اتَّقَدَ الجوهرُ و الذهب مرواريد و طلا برق مىزنند .
وقذ
: در آيه
وَ الْمَوْقُوذَةُ
- المائده / 3 يعنى با ضربات كشته شده است .
وقر
: وَقْر سنگين بودن گوش ، وَقَرَتْ أذنُهُ - گوشش كر و سنگين شد ، ابو زيد ميگويد « 1 » فعل واژه - وَقِرْتَ تَوْقَرُ مَوْقُورَة - است در آيه :
وَ فِي آذانِنا وَقْرٌ
- فصلت / 5 و
وَ فِي آذانِهِمْ وَقْراً
- فصلت / 44
هامش
( 1 ) ابو زيد انصارى نويسنده كتاب - النوادر فى اللغه - كه كتابى است سودمند و كم نظير است سعيد بن كعب بن خزرج انصارى نحوى و در بصره ساكن بوده در حفظ نوادر لغت بىمانند بوده و محل اعتماد دانشمندان ، اصمعى در درسش حاضر ميشده ميگويند اصمعى يك سوم لغات را حفظ بوده خليل بن - احمد نصف لغات و ابو زيد دو سوم آن را ميدانسته در سال 215 هجرى وفات يافته ( خدايش رحمت كند ) سن او در حدود نود و پنج سال بوده .