وَقْر - بار معمولى الاغ و قاطر مثل - وسق - كه بار شتران است . و قد أَوْقَرْتُهُ - آن را بار كردم - نخلةٌ مُوقِرَةٌ و مُوقَرَةٌ - درخت خرماى پربار .
وَقَار - سكون و آرامش و بردبارى - اسم فاعلش - هو وَقُورٌ و وَقَارٌ و مُتَوَقِّرٌ است در آيه فرمود :
ما لَكُمْ لا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقاراً
- النوح / 13 چرا از خداوند اميد آرامش و سكون بخشيدن نداريد ! ؟ فلان ذو وَقْرَةٍ - او آرام است و با وقار . در آيه :
وَ قَرْنَ
فِي بُيُوتِكُنَّ - الاحزاب / 33 خطاب به همسران پيامبر صلّى اللّه عليه و إله است مىفرمايد بعد از وفاتش با وقار باشيد و در خانههاتان ساكن شويد كه گفتهاند از وقار گرفته شده . عدّهاى از علماء گفتهاند از - وَقَرْتُ أَقِرُ وَقْرا - است يعنى نشستم . وقير - گله بزرگى از گوسپندان گوئى كه آرامشى در آنها هست بخاطر زياد بودنشان و كندى حركتشان .
وقع
: وُقُوع : افتادن و قرار گرفتن و واقع شدن چيزيست در يك مكان . وَقَعَ الطائرُ وُقُوعاً - پرنده پائين افتاد ، وَاقِعَة - پيوسته در باره سختى و زشتى به كار ميرود و گفته مىشود نه چيز ديگر . و اكثرا در قرآن بمعنى عذاب و سختىها آمده است مثل :
إِذا وَقَعَتِ
الْواقِعَةُ لَيْسَ لِوَقْعَتِها كاذِبَةٌ - الواقعه / 1 و
سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ
- المعارج / 1 و
فَيَوْمَئِذٍ وَقَعَتِ الْواقِعَةُ
- الحاقه / 15