وطر
: وَطَر نياز بهم و رسيدن به همت بلند . خداى تعالى فرمود :
فَلَمَّا قَضى زَيْدٌ مِنْها وَطَراً
- الاحزاب / 37 .
وطأ
: وَطُؤَ الشيءُ - پيدا و آشكار شدن چيزى ، وَطَأْتُ له بفراشه - به بسترش گام نهادم وَطَأْتُهُ برجلى - بر او گام نهادم خداى فرمود :
إِنَّ ناشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْئاً
- المزمل / 9 يعنى بيدار خوابى شب بسيار سنگين است ، در حديث آمده است كه
« اللهم اشدد وَطْأَتَكَ على مضر » .
يعنى خوارشان گردان - وَطِئَ امرأتَهُ - كنايه از هم بسترى با همسر است كه در عرف و عامه مردم با صراحت گفته مىشود .
مُوَاطَاة - همراهى و موافقت ، اصلش اين است كه كسى پا جاى پاى ديگرى و دوستش بگذارد و كاملا از او پيروى نمايد . خداى تعالى فرمود :
إِنَّمَا النَّسِيءُ . . .
لِيُواطِؤُا
عِدَّةَ ما حَرَّمَ اللَّهُ - التوبه / 37 نسى و افزودن با كم كردن روزهاى بعضى از ماهها كه در ميان اعراب جاهلى رايج بوده و مىخواستند بيشتر بجنگند ، بنابراين ماههاى حرام را كه نبايد جنگيد به اصطلاح زير پا مىنهادند و تعدى مىكردند خداوند اين كار را حرام و ناپسند مىشمرد .
وعد
: وَعْد هم در خوبى و هم در بدى مىباشد - وَعَدْتُهُ بنفع و ضر وَعْداً و مَوْعِداً