تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 463

مساهمون:

ص٤٦٣
و
أَ تَواصَوْا بِهِ بَلْ هُمْ قَوْمٌ طاغُونَ
- الذاريات / 53 .

وضع

: وَضْع يعنى پائين و فرو دين ، معنيش از حط و انحطاط فراگيرتر است در آيه فرمود :
يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ
- المائده / 13 مَوَاضِع جمع مَوْضِع جا و مكان هر چيز كه در دسترس باشد كه در حمل و حمل هر دو گفته مىشود - وَضَعَتِ الحملَ - بارش را پائين گذاشت يا وضع حمل كرد و آن حمل يعنى بار و نوزاد را - مَوْضُوع - گويند در آيات :
وَ أَكْوابٌ مَوْضُوعَةٌ
- الغاشية / 14 و
وَ الْأَرْضَ وَضَعَها
لِلْأَنامِ - الرحمن / 10 ( يعنى خداوند زمين را براى مردم در دسترسشان قرار داده كه آن را در اختيار بگيرند و بهره‌مند شوند ) . واژه وَضْع - در اين آيه يعنى ايجاد و خلق وَضَعَتِ المرأةُ وَضْعاً - آن زن زائيد و فارغ شد . گفت : امّا وُضْع و تُضْع - بار دار شدن زن در پايان طهر و پاكى او از حيض
هامش
مىكند مگر كسانى كه چهار خصلت دارند يكى فردى و سه ديگر اجتماعى : 1 - ايمان به خدا و روز پاداش . 2 - نيكوكارى . 3 - سفارش ديگران به حق . 4 - سفارش ديگران در راه حق و مبارزه با باطل و كفر و شرك به پايدارى و استقامت .
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 463 | الراغب الأصفهاني / غلامرضا خسروى حسينى