وشي
: وَشَيْتُ الشيءَ وَشْياً - آن را رنگى زدم كه غير از رنگ اصلى آن بود ، وَشْي - بيشتر در معنى و كلام بمعنى پارچه است . شِيَة - بر وزن فِعَلَة از همين ريشه است خداى تعالى فرمود :
مُسَلَّمَةٌ لا شِيَةَ
فِيها - البقره / 71 ( مربوط به گاو بنى اسرائيل است مىگويد گاوى كه سالم و يكرنگ است و رنگى ديگر ندارد .
ثورٌ مُوَشَّى القوائمِ - گاوى كه در چهار دست و پايش رنگ سپيد يا زرد باشد .
بطور كنايه به سخن چين و نمام هم وَاشِي مىگويند .
وَشَى فلانٌ كلامَهُ - عبارت از دروغ او در گفتن و كلام است مثل - موهه و زخرفه - سخنش را به ظاهر زيبا و آراسته كرد .
وصب
: وَصَب نوعى بيمارى مزمن و هميشگى ، افعالش - وَصِبَ وَصِبٌ - أَوْصَبَهُ كذا - يَتَوَصَّبُهُ بابهاى ثلاثى و دو باب ثلاثى مزيد - يَتَوَصَّبُ مثل - يتوجع بمعنى درد و بيمارى دائمى است در آيه فرمود :
وَ لَهُمْ عَذابٌ واصِبٌ
- الصافات / 9 و
وَ لَهُ الدِّينُ واصِباً
- النحل / 52 اين آيه تهديدى است بر مشركين و هشدارى است بر اينكه پاداش مشركين عذاب سخت و پيوسته است . واژه دين در اينجا عبادت و طاعت و بندگى است و