( و هر صاع يك رطل و يك سوم رطل يا چهار بار مشت دو دست بسته گندم و يا حبوبات ) .
أَوْسَقْتُ - او را بار زدم - ناقةٌ وَاسِقٌ - شتر باربر جمعش - نُوقٌ مَوَاسِيقُ - شتران باربر . وَسَّقْتُ الحنطةَ - گندم بار كردم - وَسَقَتِ العينُ الماءَ و ما وَسَقَتْ عيني الماءَ - چشمانم پر آب شد در آيه گفت :
وَ اللَّيْلِ وَ ما وَسَقَ
- الانشفاق / 17 شب و تاريكىهاى پياپى و زياد آن ، و گفتهاند يعنى سوگند به شب و ستارگان قوى و پراكنده و كوبنده آن ، وَسَقْتُ الشيءَ - آن را جمع كردم ، وَسِيقَة گروه شتران مثل - رُفْقة - گروههائى از مردم - اتِّسَاق - اجتماع ، خداى تعالى فرمود :
وَ الْقَمَرِ إِذَا اتَّسَقَ
- الانشقاق / 18 : قرص ماه كامل .
وسل
: وَسِيلَة رسيدن به چيزى با ميل و رغبت به آن كه بخاطر اشتياق و ميل به رسيدن اخص از - وصيلة - است ، خداى تعالى فرمود :
وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ
- المائده / 35 حقيقت وَسِيلَة بسوى خداى تعالى همان رعايت كردن راه او با علم و عبادت است و نيز داشتن مكارم و دين كه در آن صورت دين وسيلهها مثل نزديكى به اوست وَاسِل - كسى كه مشتاق به خداى تعالى است ، گفتهاند تَوَسُّل - غير از اين معانى دارد و بمعنى سرقت است تَوَسُّلًا - يعنى آن را سرقت كرد .