و
وَ كانَ اللَّهُ واسِعاً حَكِيماً
- النساء / 13 پس عبارتى كه از قدرت و گستردگى برترى علم و رحمت او حكايت مىكند مثل آيه :
وَسِعَ رَبِّي كُلَّ شَيْءٍ عِلْماً
- طه / 97 و
وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ
كُلَّ شَيْءٍ - الاعراف / 156 است و آيه :
وَ إِنَّا لَمُوسِعُونَ
- الذاريات / 47 اشارهاى است به آيه ديگر كه مىگويد :
الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى
- طه / 50 يعنى ( هدايت تكوينى و سراسرى جهان وجود ) .
وسع الشيء - يعنى گسترده شد اما وسع همان قدرت و نيرو است كه احاطه دارد مىگويند - ينفق على قدر وُسْعِهِ - به قدر توانائى و قدرتش مىبخشد .
أَوْسَعَ فلانٌ - در وقتى كه بىنيازى هست به كار مىرود - او بىنياز و غنى است مثل صار ذا سعة فراخ روزى است و صاحب قدرت است ، در باره اسبى كه بسرعت مىدود مىگويند - وَسَاعُ الخَطْوِ .
وسق
: وَسْق جمع كردن پراكندهها ، وَسَقْتُ الشيءَ - آن را جمع كردم به مقدار معينى از بار شتر كه مىتوانند حمل كنند وَسْق مىگويند « 1 » كه حدود شصت صاع است
هامش
( 1 ) در زبان فارسى ما عبارت - خربار - كه بعدا - خروار - شده همين است و در ميان عرب زبان بار معينى كه شتران معمولا حمل مىكنند - وسق - مىگويند .