قام ميزان النهار - يعنى ظهر شد و نصف روز گذشت .
وسوس
: وَسْوَسَة انديشه زشت و ناروا كه اصلش از وَسْوَاس - كه عبارت از صداى روشن و آهنگ خفى و آرام است گفت :
فَوَسْوَسَ
إِلَيْهِ الشَّيْطانُ - طه / 12 و
مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ
- الناس / 4 روش آرام و صداى كوتاه و آهسته شكارچى را هم - وَسْوَاس مىگويند .
وسط
: وَسَط يا ميانه هر چيز نقطهاى است كه دو طرف مساوى براى آن منظور شود و در كميت بهم پيوسته مثل جسم به كار مىرود ، اگر وسط با فتحه حرف ( س ) گفته شود به همان معنى بالاست مثل وسط صلب - ميانهاش سخت است يا ضربتُ وَسَطَ رأسِهِ ، به وسط سرش زدم اما با سكون سين ، وَسْطٌ در كميت منفصله به كار مىرود مانند چيزى كه ميان دو جسم را معين كند و آنها را از هم جدا كند .
وَسْطُ القومِ - ميانه مردم ، وسط براى چيزى كه دو طرفش مذموم و ناپسند است گفته مىشود .
مثل - هذا أَوْسَطُهُمْ حسباً - اگر موقعيت خوبى و بزرگى داشته باشد ولى خودش در آن حد نباشد يا واژه - جود - كه ميان بخل و زيادهروى يا اسراف قرار دارد . و براى مصون ماندن از مفهوم - افراط و تفريط - به كار مىرود كه واژههاى قابل ستايش است مانند - تساوى يا برابرى - عدالت و انصاف و جوانمردى كه همه پسنديده است . در آيه :