گشايش در كارها و فرج نيز - نَفَس - گفته مىشود ، از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله روايت شده كه فرمود :
« إني لأجد نَفَسَ ربكم من قِبَلِ اليمنِ » .
كه ( گفتهاند با ولادت أويس قرني مقارن است ) و يا در مورد انصار است .
و نيز فرموده است
« لا تسبوا الريح فإنّها من نَفَسِ الرّحمن » .
بادها نفس رحمانيست آن را ناسزا نگوئيد زيرا بعضى از بادها رحمت الهى است و غم و اندوه را بر طرف مىكند .
در مثل ميگويند - اللهم نَفِّسْ عني - يعنى خداوندا برايم گشايشى فرما .
تَنَفُّس باد وزش پاك و صاف آن است شاعر ميگويد :
فإن الصبا ريح إذا ما تَنَفَّسَتْ * على نَفْسِ محزونٍ تجلت همومها
يعنى اگر باد صبحگاهى بوزد بر هر كه وزيد از جان اندوهبارش غم و غصه دور مىشود .
نِفَاس [ يعني ولادت زنان ميگويى : هِيَ ] نُفَسَاءُ [ جمعش نُفَاس ] است همان ولادت زنان است كه كودكى ميزايند و آن را مَنْفُوس گويند .
تَنَفُّسُ النهارِ - يعنى گسترش روشنائى روز در آيه گفت :
وَ الصُّبْحِ إِذا تَنَفَّسَ
- التكوير / 18 بامداد و صبحگاهان آنگاه كه فراگير مىشود .
نَفِسْتُ بكذا - به آن چيز بخل ورزيدم ، شيءٌ نَفِيسٌ و مَنْفُوسٌ بِهِ و مُنْفِسٌ - هر چيز با ارزش .
نفش
: نَفْش بمعنى پراكنده شدن پشم است .
كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ
- القارعة / 5