مُنَافَسَة - رقابت يا كوشش براى همانند شدن با مردمان با فضيلت و پيوستن به آنهاست بدون اينكه به ديگرى زيانى برسانند ، در آيه گفت :
وَ فِي ذلِكَ فَلْيَتَنافَسِ
الْمُتَنافِسُونَ - المطففين / 26 معنى و مفهوم اين آيه همان است كه در آيه ديگر فرمود :
سابِقُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ
- الحديد / 21
هامش
و بررسى نموده چنان كه راغب اصفهانى هم تنها كسى است كه مسأله جبر و اختيار و محكمات متشابهات را در همين كتاب بطور منحصر بفرد حل مشكلات آنها شرح داده است كتابهاى - علم النفس - امروز بنام روان شناسى در دانشگاههاى دنيا تدريس مىشود حتى ماترياليستها به وجود روح معتقدند اما آن را مولود جسم ميدانند و وجودش را متأخر از جسم ميشمارند كه اين شبهه و شبهات ديگر را صدر المتألهين به خوبى حل كرده است ميگويد :
« نفس مانند ساير اجسام و اجرام مادى كه زوال پذير نيست بلكه ظهورش و حدوثش بعد از كالبد حيوان و انسان است اما ماده و جسم نيست بلكه باقى و پايدار خواهد بود ( اعلم ان النفس بما هى نفس ليست بجرم من الاجرام ، فوجود النفس و بقاءها من النفس الرحمانى عند تمام الاستواء و الاعتدال يستحق باستعدادها نفسا و يفيض عليها الروح البشرى من جود الجواد الواهب لكل مستحق ما يستحقه ) .
بقاى نفس در كامل شدن كالبد و بدن و اعتدال آن با افاضه و بخشش روح رحمانى و خدائى از سوى بخشش خداى بخشنده به هر آنچه كه استحقاق دارد قطعى است . اما در پيدايش وجود انسان بايد بدانى كه روح انسانى پس از نشاء اول با تسويه و اعتدال نفس و تعديل ملكات آن و اخلاق او در چهل سالگى از پيدايش آن استحقاق بخشش و فيضان روح الهى را پيدا مىكند كه از امر الهى است و كلمه اوست كه غير از روح بشرى و نفسانى است پس جوهر و ذات نفس استحقاق كمال .