تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣
بسوى آمرزش پروردگارتان پيشى گيريد و مسابقه بگذاريد . اما نَفَس يا دم بادى است كه از دهان در بدن داخل و خارج مىشود كه مانند غذاى نفس و جان است كه با قطع شدن آن حيات باطل و زائل مىشود .
هامش
و تكامل و نورانيت بالاتر از ذات خود دارد كه با عقل نظرى بكمال ميرسد پس براستى كه نفوس انسانى با حدوث و ظهور بدن ظاهر مىشود و حقيقت روحانى آن كه در علم خداست بر جسم و نفس سبقت و پيشى دارد ( قديم است ) . « فهى جسمانية الحدوث ، و روحانية البقاء عند ما استكملت و خرجت من القوة الى الفعل » اما نفسى كه همان صورت انسانى جسمانية الحدوث و روحانية البقاء است با پيدايش كالبد كامل انسان ظاهر و با نور روح الهى باقى خواهد بود و با فناى جسم فانى نخواهد شد . پس نفس انسان گوئى صراطى و راهيست ميان دو جهان حيوانى و ملكى كه سزاوار ارتقاء به منازل فرشتگان را حاصل مىكند اما صورت شيطانى انسانها به اين است كه مكر و درندگى و قوه غضب بر او غالب شود با غلبه شهوت و حيوانيت بر او و آتش كفر يا شعله خشم و شهوت استحقاق آتش دوزخ دارد . نتيجه اينكه آنچه فناپذير است جسم و بدن و آنچه باقيست روح و نفس انسانى ، پس اى عزيز :تا كى ز جهان پر گزند انديشى * تا چند ز جان مستمند انديشىآنچه از تو توان ستد همين كالبد است * يك مزبله گر مباش چه انديشىمرگ فراق و جدائى بدن است كه نفس آن را مىچشد ، نفس و روح انسانى در ما يكيست ولى قوه و نيروى انسانى و مشاعر و آلات گوناگون دارد . ( مفاتيح الغيب - اسفار - از صدر المتألهين ) حكيم ناصر خسرو هم در كتاب - خوان الاخوان تفاوت روح و جسم و مادى بودن آن را به خوبى توضيح داده است .