وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ
- القيامة / 23 كه اگر بگوئى - نَظَرْتُ إلى كذا - يعنى چشمت را بسوى او دوختهاى چه به بينى و چه نديده باشى ، اما - نَظَرْتُ فيه - يعنى او را ديدم و انديشيدم .
هامش
پر محتوى بودن بگفته امام امت ترجمههائى از قرآن است تنها تفسير قرآن به قرآن و از قرآن با كمك ضرورى احاديث همين اثر گرانقدر و بىنظير راغب اصفهانى است ( رحمه اللّه عليه ) كه قرآن را با تمايلات ، افكار و سليقهها و نظرات از پيش ساخته خويش تفسير نكرده است و امروز كشورهاى اسلامى و مسلمانان به اين بيمارى مزمن دچارند كه هر گروه و مرد سياسى راه و روش خود را با آيهاى از قرآن توجيه مىكند بدون اينكه احاطه كامل به تمام قرآن داشته باشد و از عام و خاص ، ناسخ و منسوخ ، محكم و متشابه ، مقيد و مطلق . . . آگاهى داشته باشند و همين است كه در سوره فرقان آيه 30 از شكوه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در باره پيروان ناآگاه خويش اطلاع ميدهد كه ميگويد( وَ قالَ الرَّسُولُ يا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً )و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از قوم خودش شكوه دارد كه قرآن را مهجور نهاده و آن را عملا ترك كردهاند ، اما نسبت به اقوام مسلمان ديگر در چهار آيه قرآن ميفرمايد قومى كه در آينده خدا را دوست دارند و خدا هم آنها را دوست دارد عليه كفار ميشورند و سر افرازى دارند و با مؤمنين برادر و فروتن هستند از تبار سلمان فارسىاند .
در مورد آيه فوق( وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ )طبرسى و فخر رازى از ابو مسلم اصفهانى نقل ميكنند كه ميگويد تفسيرش اينست كه : « ابرار و نيكان در قيامت - مومله لتجديد الكرامة - در چهرههاشان آرزومندى و اميدوارى به تجديد بخشايش و كرامت الهى ديده مىشود ، چنان كه ميگويند - چشمم به خداوند متوجه است و چون چشم عضوى از چهره آدميست و بعضى از اعضاء رخسار و چهره است به آن اضافه شده » پس وجوه يا وجود و توجه شخص انسان اميدوارى به رحمت و نعيم حق دارد و سخن از ديدن و نديدن به كلى دور از معنى و مفهوم آيه است .