تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥
( حوادث روزگارت بعد از اندك انبساطى مانند جامه‌اى تو را در هم پيچيد و در ميان گرفت و اين شيوه زمانه است چه در حال شادى و چه در حال سختى ) و گفت
وَ جَعَلَ النَّهارَ نُشُوراً
- الفرقان / 47 يعنى در روز گستردگى و يافتن رزق و روزى و رحمت و نعمت برايتان قرار داد ، چنان كه در آيه ديگرى فرمود :
وَ مِنْ رَحْمَتِهِ جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ
- القصص / 73 انْتِشَار الناس - تصرف و مبادرت مردم در نيازمنديها ، در آيه :
ثُمَّ إِذا أَنْتُمْ بَشَرٌ تَنْتَشِرُونَ
- الروم / 20 و
فَإِذا قُضِيَتِ الصَّلاةُ فَانْتَشِرُوا
فِي الْأَرْضِ - الجمعه / 10 نشروا هم در معنى انتشروا است آيه : و اذا قيل انشروا فَانْشُرُوا - المجادله / 11 خوانده شده يعني پراكنده شويد . انْتِشَار - يعنى ورم كردن عصب حيوان و چهارپاست ، نَوَاشِر - رگهاى دست‌هاست زيرا گسترده و روشن است ، ديده مىشود . نَشْر - ابر پراكنده كه بجاى مفعول هم به كار ميرود مثل - نقص بجاى منقوص ، نشر هم بجاى منشور به كار ميرود . در گشودن پر و بال باز شكارى هم واژه - نشر گفته مىشود ، همچنين به گياه و علف خشك در وقتى كه بارانى بر او ببارد و دوباره برويد و چيزى كرم مانند از آن علوفه‌ها ظاهر مىشود كه نوعى بيمارى در دام‌ها بوجود ميآورد . ناشيره - زمين - نشرت الخشب بالنشار - چوبها را با اره بريدم به همان اعتبار