از مرگش اطلاع نداشت تا اينكه موريانهها عصاى او را از پائين خوردند و او به زمين افتاد ) .
نَسَأَتِ الابلُ - يك يا دو روز تشنگىشان به تأخير افتاد . شاعر ميگويد :
و عنس كالواح الاران نساتها * اذا قيل للمشبوبتين هما هما « 1 »
نَسُوءُ - شيرى كه خورده نشده و ترش شده است كه با افزودن آب قابل نوشيدن شود .
نشر
: نَشْر اين واژه براى - لباس - نامه - ابر - نعمت و سخن به كار ميرود يعنى گسترده شدن و باز نمودن و بسط دادن آنها . در آيه گفت :
وَ إِذَا الصُّحُفُ نُشِرَتْ
- التكوير / 10 « 2 » زمانى كه نامهها باز و گسترده شد و آيه :
وَ هُوَ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّياحَ بُشْراً بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ . . .
وَ يَنْشُرُ
رَحْمَتَهُ -
هامش
( 1 ) تا سحرگاهان كه دو ستاره شعرى ظاهر شدند كنيزك را كه پاهايش مانند چوبهاى خشك بود ميبردم .
( 2 ) يكى از رويدادهاى شگفت قيامت است كه آغازش چنين است -إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ وَ إِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ. . . كه از دوازده حادثه طبيعى بسيار عجيب و حيرت آفرين نام ميبرد تا گواه بر اين باشد كه جان آدمى آنچه را در دنيا انجام داده و در نامه روشنگر كردارش مىبيند مىداند كه همه چيز را خود آماده و حاضر كرده است .از دست ديگرى چه شكايت كند كسى * سيلى به دست خويش زده بر قفاى خويش .