تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦

نسل

: نَسْل يعنى بريدن از چيزى . مثل - نَسَلَ الوبرُ عن البعير - كرك و پشم را از شتر چيد و بريد يا جدا كردن پيراهن از تن و محبت از دل ، شاعر ميگويد -
فَسُلِّى ثيابى عن ثيابك تنسلى « 1 »
- جامه‌ام را از جامه‌ات يا تنت دور كن - نُسَالَة - موى و پر و بالى كه از پرنده ميافتد و جدا مىشود . أَنْسَلَتِ الابلُ - موقع چيدن موى شتر است . نَسَلَ - دويد و مضارعش - يَنْسِلُ و مصدرش - نَسَلَان است يعنى دويده و سرعت گرفت . در آيه گفت :
وَ هُمْ مِنْ كُلِّ حَدَبٍ يَنْسِلُونَ
- الانبياء / 96 يعنى در آستانه قيامت آن قوم از هر پستى و بلندى شتابان سرازير شوند . نَسْل - همان فرزند است زيرا از وجود پدرش ساخته و جدا شده . در آيه :
وَ يُهْلِكَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ
- البقره / 205 « 2 » تَنَاسَلُوا - يعنى فرزند داشته باشيد و نسلتان را افزون كنيد و همچنين گفته‌اند
هامش
( 1 ) مصراع شعر از قصيده معروف امرءو القيس و معلقه اوست خطاب به نامزدش كه نامش فاطمه است ميگويد :و ان تك ساءتك منى خليقة * فسلى ثيابى من ثيابك تنسلدر قرآن هم دو همسر با نام الياس تشبيه شده است يعنى اگر از رفتارى يا اخلاقى از من رنجيده هستى و كراهت دارى قلبم را از قلبت يعنى محبتم را از وجودت دور كن تا جدا شوى . ( 2 ) آيه فوق در باره كسانيست كه ظاهرى فريبنده با سخنانى جذاب دارند و .