وَ يَجْعَلُهُ كِسَفاً
( 48 / روم )
فَأَسْقِطْ عَلَيْنا كِسَفاً مِنَ السَّماءِ
( 187 / شعراء )
هامش
الارض لا دور الفلك . . . ان الارض مدورة كتدوير الكرة موضوعة في جوف الفلك . . . و النسيم حول الارض جاذب لها من جميع جوانبها الى الفلك . . . و الارض جاذبة لا في ابدانهم من الثقل ، لان الارض بمنزلة حجر المغناطيس الذى يجتذب الحديد و ما فيها من الحيوان و غيره بمنزلة الحديد .
يعنى آنچه كه گردش ستارگان به دور زمين تصور مىشود در حقيقت همان گردش زمين است نه گردش ستارگان و افلاك ، زيرا زمين كروى است همانند توپ كه در فلك قرار گرفته و بادها را از همه سوى به خود جذب مىكند - زمين تمام اجسام را بخاطر جرم اجزاى آنها به خود جذب مىكند زيرا زمين مانند مغناطيس داراى نيروى جاذبه است همانطور كه آهن ربا آهن را جذب مىكند زمين هم حيوانات و غير حيوانات را همانند همان آهن ميكشاند و جذب مىكند .
سپس ميگويد : و چون اجزاء فلك از همه سوى زمين را در ميان دارند زمين حركتش نامتعادل نيست - و مثال ذلك حجر المغناطيس الذى يجذب الحديد لان في طبع الفلك ان يجذب الارض .
در اين قسمت هم اشاره به جاذبه عمومى جهان نموده و ميگويد نيروهاى جذب كننده اطراف زمين آن را به اين گردش و دوران در آورده است زيرا طبيعت فلك اينست كه زمين را جذب كند .
و الارض مدورة بالكلية ، محرضة بالجزئية من جهة الجبال .
زمين در كل كروى است و اطرافش به صورت اجزاء كوههاى غير دايرهاى شكل پوشانده شده . ( باب اول از معجم البلدان ص 16 - ياقوت ) متن توبه نامه گاليله در مورد گردش زمين كه چهار صد سال بعد از ياقوت اظهار كرده در زيرنويسى صفحه بعد است .